روزنوشت های یک سرخپوست پاره وقت

من مدام میام که بنویسم، حتی مطمئن شدم افرادی که از قبل من رو میشناسن هم هستن که بخونن، ولی بازم میترسم از اینکه واکنش هاتون کلنگی باشه و قضاوتم کنید. واقعا میترسم چون این مدت ب اندازه ی کافی زخم خوردم، بیشتر از این نمیتونم.

+ تاريخ شنبه هفدهم مهر ۱۴۰۰ساعت 0:16 نويسنده سرخپوست پاره وقت |