روزنوشت های یک سرخپوست پاره وقت

من کامنت ها رو خوندم ولی انقدر شرایطم موزیه که نگم براتون.

تا پنجشنبه ی همین هفته اگه موفق نشم بایکی دوست بشم رییسم پدرمو درمیاره. چرا؟ چون اون یکی رییسم مثلا عاشقم شده و این یکی رییسم احساس خطر میکنه.

+ تاريخ سه شنبه بیستم مهر ۱۴۰۰ساعت 0:29 نويسنده سرخپوست پاره وقت |